بسم الله
با سلام
چند روز قبل از عيد با عزيزان دفتر توسعه وبلاگهای دینی و وبلاگ نويسان ديني رفتیم جنوب ، به کربلاي ايران
تا هم از کارهاي خونه تکوني که انجام ميدادم فرار کرده باشم
و هم يه خونه تکوني تو دلم ايجاد کرده باشم![]()
تو اين سفر ، هم رفتني و هم برگشتني رفتيم به دو کوهه
موقع رفت ، فقط رفتيم صبحونه خورديم و نمونديم و به مناطق عملياتي ديگر رفتيم
اما برگشتني يه شب تو دو کوهه مونديم و صبحش راه افتاديم و برگشتيم
اما اون شب تو دو کوهه
دوکوهه عجب جايي بود
دو کوهه جايي بود که يک زماني پر از انسانهاي مخلص بود
که شايد ديگه اونهمه انسان مخلص را يکجا بخودش نديده باشه
و چه شبهاي داشته و داره دوکوهه
شبهايي که مملو بوده از انسانهايي که روي خاک دو کوهه مينشستند و با خداي خود تا به سحر راز و نياز ميکردند
خاک دو کوهه خودش کارخونه آدم سازيه و هر کي ميومده به اونجا خود بخود روحش ارتقاء پيدا ميکرده و یه چیز دیگه ای میشده![]()
دوکوهه جايي بوده که اکثر کساني که ميخواستند برن به مناطق عملياتي از اونجا ميگذشتن و خاک دوکوهه هم کار خودشو ميکرد
و آنها را براي رفتن به جبهه ها از لحاظ روحي مي ساخت
رشادتهايي که در جبهه ها بوده و يا اينکه ميديديم در عملياتهايي که با عقل و منطق شکستمان حتمي بوده و اين رزمندگان اسلام ناباورانه پيروز ميشدن
همش بخاطر همين روح جلا دادشون و ارتباط مستقيمي بوده که با خدا و ائمه داشته اند
دوکوهه يکي از همين جاهايي بوده که اين معنويت را به جان رزمندگان تزريق ميکرده

دوکوهه سرزمين نور بود
دوکوهه قطعه اي از بهشت بود
تو اون شبها ، وقتي ملائکه از آسمون به زمين نگاه ميکردند دوکوهه بر روي کره زمين را همچون
ستاره ای درخشان در آسمان تاريک ميديدند و اين نقطه از زمين ، براي ملائکه نوراني ديده ميشد
چه روزايي داشته دوکوهه![]()
الان هم به برکت همون جوونا همون حالت رو داره
دوکوهه الان خيلي دلش گرفته
دوکوهه براي انسانهاي با صفايي که نيمه شب ميومدن و روي خاکش مينشستند و با خداشون راز و نياز ميکردن دلش تنگ شده
دوکوهه براي اشکهايي که در نيمه شب ريخته ميشد دلتنگ شده
دو کوهه عجب جايي بود
خاکش متحول کننده هر دلي بود
نميدونم حس کرديد اينو يا نه ، که تو دوکوهه مناجات خيلي ميچسبيد
و تو اين وادي من کساني رو ديدم که از اين فرصت بدست آمده ، داشتن استفاده لازم را ميبردند
و واقعا دلداده بودن و نميدونم تو دلشون چه خبراااااااا بود . خوش بحالشون
دو کوهه جایی بود که سردارانی در آنجا بودن ، همچون متوسلیان ، سردار خیبر حاج همت و خیلیای دیگه که کسی اونها رو نشناخت
در هر جاي دو کوهه که راه ميرفتيم در جاي پاي شهدا پا ميگذاشتيم.
جا پاي کساني ميگذاشتيم که رفته بودن به فرمان امام خميني (ره) عمل کنند.
کساني که رفته بودن تا شرمنده امام زمان (عج) نشوند.
کساني که رفته بودن تا شرمنده امام حسين (ع) نشوند.
کساني که رفته بودن تا شرمنده حضرت فاطمه (س) نشوند.
.
.
و خيلي حرفای ديگه که تو دلشون موند و رفتند ، بدون اينکه کسي بفهمه
ياد ساختمان مقداد بخير
ياد حسينيه حاج همت بخير
ياد زيارت عاشورا که در دل شب در حسينيه گردان تخريب خونده شد بخير![]()
ياد پادگان حاج احمد متوسليان بخير
ياد دوکوهه بخير
ياد شهدا بخير
براي شادي روح شهداء صلوات![]()

